یه معرفی کلی میکنید؟- اسمم سحره با نام مستعار بریلی که از کلمه‌ی brilliant الهام گرفتم. سال ۱۳۸۲، روز ۱۶ آذر در تهران به دنیا اومدم. میشه گفت امسال میرم تو ۲۳ سالگی. حدودا چند سالی میشه که فارغ‌التحصیل شدم و رشته‌ی دبیرستانم انسانی بود و کنکورم نرفتم. (خودم حوصله‌اشو نداشتم) بعد این که بیشتر وبلاگ‌نویسی میکنم، نقاشی میکشم (چه دیجیتالی و چه رو کاغذ)، بافتنی میکنم و مینویسم. :>

علایقتون؟ -  علایقم بیشتر دنبال کردن سرگرمی‌هاست، مثل موسیقی با هر ژانری، ویدیو گیم‌ها، دیدن یوتیوب. بعد این که کیپاپ کم و پیش دنبال میکنم، به فرمول یک خیلی علاقمندم، فوتبالم تا یه حدی دوست دارم ولی خیلی کم دنبال میکنم. نقاشی کشیدن، محتوای هنری و هر چیزی که مربوط به هنره رو خیلی دوست دارم. کتاب خوندنم دوست دارم. بافتنی هم همینطور. :>

چیشد که به وبلاگ نویسی علاقه پیدا کردید،داخل کدوم برنامه بودید و الان بیشترین تمرکزتون روی کجاست؟چند وقته اینجایید و نظرت رو دربارش بگید-راستش زمانی که سال ششم دبستان بودم، اون زمان به سونیک علاقمند بودم. بعد من همینطوری داشتم تو گوگل سرچ میکردم و به وبلاگ‌ها برخوردم. اونجا باعث شد استارت وبلاگ‌نویسیم خورده بشه. اون اوایل وبلاگ‌نویسیم خیلی داغون یا بهتره بگم، سم بود. دوران تباهی داشتم جدی. مثل وقتی که یه داستان چرت و پرت مینوشتم و میگفتم شرط پارت بعدی پنج نظره. :))) میدونم، خیلی اسید بود این کارها. اما خب بعد از یه مدت دستم برای وبلاگ‌نویسی درست و حسابی راه افتاد. اولش میخواستم با بلاگفا اولین وبلاگم رو بزنم اما میهن‌بلاگ برام جای بهتری داشت‌. برای همین شروع وبلاگ‌نویسیم از میهن‌بلاگ تو سال ۱۳۹۴ بود.بعد این که حدودا چند سال تا زمانی که میهن‌بلاگ تعطیل بشه، کلی پست گذاشتم، این بار تحت عنوان "اسکای لند" و دلیل این اسم وبلاگم به خاطر اینه که خیلی آسمون رو دوست دارم و همیشه بهش خیره میشم و ازش عکس میگیرم. دیگه زمان ۱۳۹۸ بود که به بیان مهاجرت کردم و چند وقت بعدش میهن‌بلاگ برای همیش بسته شد. اونجا هم به وبلاگ‌نویسی ادامه دادم تا یه ماه پیش که اعلام شد بیان قراره تعطیل شه. جنگ که شد، مجبور شدم که باز مهاجرت کنم. دیدم که یکی از بچه‌ها از بلاگیکس گفت و منم سرش کنجکاو بودم که چطوریه. بعد از این همه کلنجار رفتن با خودم که آیا وبلاگ جدیدی بزنم یا نه، تصمیم گرفتم بیام اینجا. الان فکر کنم یه ماهی میشه که اینجا هستم. فضای مدرن‌تری داره، نسبت به بیان و میهن‌بلاگ که فضای نوستالژی‌طور داره. تونستم به اینجا عادت کنم و خب جای بدی نیست، خوبیش اینه که باز دوست‌های خوبی پیدا کردم و از این بابت خوشحالم.

اگر بخواید خودتونو توصیف و اخلاق‌خوب و بدتون رو بگید به چی اشاره میکنید؟ - اممم خب راستش آدم مهربونیم ولی خب، من یه وقت‌ها جوش میارم. همه آدم‌ها عصبانی میشن، منم میشم ولی خب دلمم نمیخواد همش عصبانی بمونم. یه وقت‌ها وقتی تو موقعیتی هستم که بهم حس غریبی میده، خیلی میرم تو خودم. خانواده‌ام بهم میگن خیلی غصه میخوری و یا حساسی، متأسفانه راست میگن. یه زمانی خیلی نگران میشدم و حتی غصه پشت سر هم میخورم. بعد این که... بچه‌ها و خانواده‌ام خیلی به خنده‌هام علاقمندن و میگن حالشون با خنده‌هام خوب میشه.‌ معمولا ویس میفرستم و وسطش خندم میگیره، خودشونم پاره میشن از خنده. :)) آره خلاصه...

خصوصیات خاصی دارید؟- خب... کوییر هستم. پن‌رومانتیک و آرومانتیک. :> چیز دیگه‌ای به ذهنم نمیاد.

@sahariran 

از مصاحبه با شما لذت بردم 🙏🏻🎀

اگر میخواید بعدی شما باشید وبلاگمون رو دنبال کنید:›